پيغام ماهی ها

بعد از آپ قبلی چيزی برای نوشتن نداشتم

از سهراب مدد گرفتم که اين چنين گفت:

 

*********************************

رفته بودم سر حوض

تا ببينم شايد،عکس تنهايی خود را در آب

آب در حوض نبود

ماهيان می گفتند:

-هيچ تقصير درختان نيست-

ظهر دم کرده تابستان بود،

پسر روشن آب،لب پاشويه نشست

وعقاب خورشيد،آمد او را به هوا برد که برد.

 

 

به درک راه نبرديم به اکسيژن آب.

برق از پولک ما رفت که رفت.

ولی آن نور درشت،

عکس آن ميخک قرمز در آب

که اگر باد می آمد دل او،پشت چين های تغافل می زد،

چشم ما بود.

روزنی بود به اقرار بهشت.

 

 

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدی،همت کن

و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است.

 

 

باد می رفت به سر وقت چنار.

من به سر وقت خدا می رفتم.

 

 

                         -سهراب سپهری-

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
Atefeh

سلام.خيلی قشنگ بود.سبز و پايدار باشی.

ســــــاناز

ســــــــــــــلام خانومی ٬ خوبـــــــــــی ؟ راستی اومدی طرف ما و ما رو خبر نکردی؟ ! انتخاب زيبائی از شعرای سهراب بود.... ايشالله که هميشه شاد و سرحال و قبراق و دل زنده باشي

bineshaneh

سلام ... دريا دريا دريا...چقدر لذت می برم از بردن اين نام..شاد باشی هم تو هم اون دلک درياييت...

javad

سلام به شما ....شعر زيبا ولی کمی نا مفهوم..... ببينم به خدا بگين تو حوض اب نداره به خاطر اينکه ماهی ها تشنه اند يا تو می خوای عکس رخت را توش ببينی........شاد باشی دريا

MOHAMMAD REZA

سلام دريای عزيز . ( زندگی رسم خوش آیندیست )اين شعر زيباست و بسيار زيباست..... شاد زی....

pooya

دريا سلام ...... از اينكه اين مدت به من لطف داشتي خيلي خيلي ممنونم ..... آرزوي روزهاي رنگی رو واست دارم ..... خوشبخت باشي و لـــــــــق وزنی ! ;);););););) ممنونم

محمود

من اينجور موقعه ها که مطلبی برای نوشتن ندارم،هر چی به دلم بياد می نويسم........قشنگ بود.راستی اگر می تونی اون شعر سيد علی صالحی رو که ميگه:سلام. حال همه ما خوب است.و......... رو برام بنويس بفرست.